سلام بچه ها
حالـتــــــــــون چطـــــــوره؟؟؟؟؟؟
بابا من چقد بدبختو بدشانسم اخه؟؟؟؟؟؟؟؟
اه
اه
البته مشکل از بی قانونی و عقب موندگی مملکت ماست!
امروز ساعت 5.5 دارم پیاده میرم طرف خونه...
یهوووووووووو......
وا...
من چرا برم جلو دارم عقب عقب میرم؟؟؟؟؟؟؟؟
اره تعجب داره!!!!!!!!
یکی از عموهای ارشاد منو گرفته داره میکشه طرف ماشین و من به خاطر همون دارم دنده عقب میرم!!!!!
آقا برا چی میبری؟
چی شده؟؟
- -خفه شو ! سوار شو ببینم!!
مرد حسابی بگو برا چی میبری اخه؟؟
-- تو کلانتری میفهمی!
1 ساعت نشستیم تو ماشین تا که شکارشون تموم بشه مارو ببرن!!
این " ون " بی صاحاب بلاخره پر شد!
راه افتاد سمت کلانتری!!!
خلاصـــــــــــــــــــــــــــه...
زنگ زدم به بابا
"" مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد ! ""
زنگ زدم دایی!
3 سوت دایی جان اومد!!
دایی : چی شده شاهین؟؟
من : هیچی بابا! نمیدومن این اشغالا چرا منو گرفتن!!
مامور : حرف دهنتو بفهم!
دایی : در گوشم میگه! حرف نزن بزا حالشو بگیرم!!
رسیدیم کلانتری!
کلانتری 17
***
تا دایی خواست حرف بزنه ماموره مثل سگ پارس کرد و دادو بیداد راه انداخت!!!
دایی : مرتیکه عوضی / بی شخصیت / تو اغده ای هستی!!! لندهور اینو چرا گرفتی؟؟؟ یه تذکر میدادی نمیشد؟؟
مامور : شما اومدی خواهرزادتو ببری مثلا؟ الان همه حرفاتو صورت جلسه میکنم خودتم به خاطر توهین به مامور دولت نگه میدارم!!
از اونجایی که دایی من میشه گفت تو شهر همرو میشناسه و میشناسنش تو اداره جات چند لحظه بعد مافوق این جناب استوار اومد و آقا سید ما دایی جونمونو شناخت و سلام اقای ح... شما کجا اینجا کجا؟؟؟
قضیرو تعریف کردیم و همونطور که وقت میگذشت دایی تقریبا با نصف کارمندا و مامورای کلانتری اشنا دراومد و این استوار ما به خاطر توهین به دایی بنده و زخمی کردن دست من موقع سوار کردن به ماشین 1 روز بازداشت شد

آی دلم خنک شد / بیشعور عوضی!!!!!!
موقع دراومدن هم تعهدنامه ای که ازم گرفته بودن رو رد کردن رفت

این بود جریان امروز بود من!!!!!
شانس ندارم که!!!
آخه موهای من چشه؟؟؟؟؟
یا مثلا پیرهنم؟؟
طرف میگه چرا پیرهن اندامی پوشیدی؟؟؟ میگم بابا من لاغرم این پیرهنم برا من گشاده!!!
میگه نه دخترا نگا میکنن دلشون قیلی ویلی میشه!!!
عجبـــــــــــــا!!!!!!!
ببین امروز دقیقا این تیپی بودم که گرفتنم ها
خدایی قضاوت کنین!!!